اطراق کده اهل ایرانم بی رمق از خشم زمونه! خسته از سرابهای بیشمار این مسیر! بدنبال ابادیی تازه ! و فقط یک جرعه اب در کوزه ام اما با کلی امید ... tag:http://miniport.mihanblog.com 2020-07-15T14:10:16+01:00 mihanblog.com فریدون فروغی 2014-10-13T19:35:58+01:00 2014-10-13T19:35:58+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/49 miniport سلام بعد مدتها اومدم یه پست کوچیک بدماین روزا دیگه نمیرسم بیام پست بدمدیگه مشغله کاری نمیذارهاینم لینک اهنگ مورد علاقه من از فریدون فروغیگوش کنین لذت ببرینموفق باشین[http://www.aparat.com/v/TBOzJ]http://cdn.musicwe.ir/Full-Archive/F/Fereydoun%20Forughi/Single/Fereydoun%20Forughi%20-%20Tanhatarin%20Ashegh%20%5B128%5D.mp3 سلام

بعد مدتها اومدم یه پست کوچیک بدم

این روزا دیگه نمیرسم بیام پست بدم

دیگه مشغله کاری نمیذاره

اینم لینک اهنگ مورد علاقه من از فریدون فروغی

گوش کنین لذت ببرین

موفق باشین


[http://www.aparat.com/v/TBOzJ]


http://cdn.musicwe.ir/Full-Archive/F/Fereydoun%20Forughi/Single/Fereydoun%20Forughi%20-%20Tanhatarin%20Ashegh%20%5B128%5D.mp3


]]>
این نیز بگذرد... 2013-12-03T21:04:35+01:00 2013-12-03T21:04:35+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/48 miniport نیمی از اشتباهاتمان ناشی از این است کهوقتی باید فکر کنیم ، احساس میکنیمو وقتی که باید احساس کنیم ، فکر میکنیم . . .





نیمی از اشتباهاتمان ناشی از این است که


وقتی باید فکر کنیم ، احساس میکنیم

و وقتی که باید احساس کنیم ، فکر میکنیم . . . ]]>
تجدید میثاق 2013-02-04T10:15:53+01:00 2013-02-04T10:15:53+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/47 miniport سلام فقط اومدم بگم چه زود یه سال گذشت....به سرعت ابرو بادبه همین راحتیتو یه سال گذشته چه اتفاقات خوب و بدی که برام نیفتاده همشون شدن واسم یه خاطرهخاطره یه زندگی پر مخاطره و پر هیجانو اما بعداین نیز بگذرد....به درووووود. سلام

فقط اومدم بگم چه زود یه سال گذشت....

به سرعت ابرو باد

به همین راحتی

تو یه سال گذشته چه اتفاقات خوب و بدی که برام نیفتاده 

همشون شدن واسم یه خاطره

خاطره یه زندگی پر مخاطره و پر هیجان

و اما بعد


این نیز بگذرد....

به درووووود.

]]>
زمستونم بهاره... 2012-01-18T15:38:50+01:00 2012-01-18T15:38:50+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/46 miniport با سلام تو این روزا که از شدت گرما ادم یاد تابستون میفته بد ترین کار اینه که تو خونه بشینیو  مس ... سرت تو کتاب باشه واسه اخر ترم اماده بشی (واقعا احـــساب میخواد)دیشب ساعت 4 خوابیدم 6 پاشدم برم امتحان ( بازم 2 ساعت خواب بد نی )هوا همچین تاریک بود که شک کردم 6یه 5-6 ماهی میشه رنگ این تایمو ندیده بودمواسم جذااااااااب بود(خیلی هم جذاب بود فقط نقــــــطش اینه که چشامو با کربــــیت واز نگه داشته بودم)اگه اون یه نمور سوز سر صب نبود بی شک قسم میخوردم که الان تابستونهفک کنم بخاطر



با سلام

تو این روزا که از شدت گرما ادم یاد تابستون میفته بد ترین کار اینه که تو خونه بشینی

و  مس ... سرت تو کتاب باشه واسه اخر ترم اماده بشی (واقعا احـــساب میخواد)

دیشب ساعت 4 خوابیدم 6 پاشدم برم امتحان ( بازم 2 ساعت خواب بد نی )

هوا همچین تاریک بود که شک کردم 6

یه 5-6 ماهی میشه رنگ این تایمو ندیده بودم

واسم جذااااااااب بود(خیلی هم جذاب بود فقط نقــــــطش اینه که چشامو 

با کربــــیت واز نگه داشته بودم)

اگه اون یه نمور سوز سر صب نبود بی شک قسم میخوردم که الان تابستونه

فک کنم بخاطر بهمن باشه(به برکت این ماه زمستونا بهاره)

خلاصه رفتیم دیگه ...

رفتیمو ... امتحان دادیمو.... 

.

.

اصن کی گفته رنگ قهوه ای رنگ بدیه

خیلی هم قشنگه(فقط کمی بوش اذیت میکنه)

اصن قرار بود کم بنویسم

 فقط اینو بگم که دانشگا مس زندان

با این تفاوت که گاهی میتونی جنس مخالف رو زیارت کنی 

در اخر میخوام دعا کنیین این باقی امتحاناتو خوب بدیم

بلکه این ترم آزاد شیم

ایشالله..

به امید ازادی همه زندانی های در بند ...بزن کف قشنگه رو..


ســـــــــ . کــــــــــ . ه   800 تـــــــــــــــومن

امید وارم بخاطر این قیمت رسانی انلاین وبلاگم فیلتر نشه

]]>
شب یلدا 2011-12-21T21:03:49+01:00 2011-12-21T21:03:49+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/45 miniport یلدا ؛ شب امید ایرانی ها«هر گاه عظمت دریا را می بینیبه رودهایی که آن را پر می کنند بیاندیشوآنگاه دریای اندیشه ات را از افکار ناب دیگران لبریز کن»آیین یلدا به تعبیر معنوی مراسم شکیبایی و بیداردلی برای خروج از تاریکی، پرزمان ترین شب سال و شادمانی وستایش برآمده از رؤیت تیغه های زرین نور خورشید نخستین روز زمستان است. «شب چله بزرگداشت علم در دوران باستان است. نیاکان ما در ۷ هزار سال پیش به گاه شماری خورشیدی دست پیدا کردند و با تفکر و تأمل دریافتند اولین شب زمستانی بلندترین شب سال است.»در روز




یلدا ؛ شب امید ایرانی ها

«هر گاه عظمت دریا را می بینی

به رودهایی که آن را پر می کنند بیاندیش

وآنگاه دریای اندیشه ات را از افکار ناب دیگران لبریز کن»

آیین یلدا به تعبیر معنوی مراسم شکیبایی و بیداردلی برای خروج از تاریکی، پرزمان ترین شب سال و شادمانی و

ستایش برآمده از رؤیت تیغه های زرین نور خورشید نخستین روز زمستان است.

 «شب چله بزرگداشت علم در دوران باستان است. نیاکان ما در ۷ هزار سال پیش به گاه شماری خورشیدی دست پیدا

کردند و با تفکر و تأمل دریافتند اولین شب زمستانی بلندترین شب سال است.»

در روز کاملا روشن و آفتاب درخشان ده ها نوع لامپ و روشنایی جلابخش ویژه به میوه جات رنگارنگ و آجیل های خوش

خوراک مغازه ها است.

برگزاری شب یلدا رو از کودکی به خاطر دارم. مردم به سنت های دینی و ملی مثل سوگواری محرم، اعیاد اسلامی، 

شب یلدا و… اهمیت می دهند.(البته  از این حرف دیگه زیاد مطمن نیسم)

 «شب یلدا از درازترین شب های سال و یکی از بزرگترین مراسم های ایرانیان است. ایرانیان همواره شیفته شادی و

جشن بوده اند و این را با روشنایی و نور می آراستند. آن ها خورشید را نماد نیکی می دانستند و در جشن های شان

آن را ستایش می کردند.»

آیین شب یلدا پس از ۸هزار سال قدمت در سی ام آذرماه ۱۳۸۷ در فهرست آثار ملی ثبت شد.

جشن آیین های ملی یکی از ویژگی های تقویم تاریخی همه جوامع است که از کهن ترین دوران ها تا به امروز همه

ملت ها، اقوام، ایل ها و… در روزهایی از سال برگزار می کنند


و در آخر 

یلداتون مبارک



]]>
استخر مشترک زنان و مردان درقم 2011-12-08T20:04:27+01:00 2011-12-08T20:04:27+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/44 miniport حالا هی بگین کشور ما آزادی ندارهاستخر زدن در حد تیم ملی اونم از نوع مشترکاووووووووه  تازه پارکینگ مجزا هم داره...

حالا هی بگین کشور ما آزادی نداره

استخر زدن در حد تیم ملی 

اونم از نوع مشترک


اووووووووه  تازه پارکینگ مجزا هم داره...


]]>
لیست قیمت لبتاپ های جدید 2011-11-16T23:20:14+01:00 2011-11-16T23:20:14+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/43 miniport برای دیدن عکس اینجا را کلیککنید



برای دیدن عکس اینجا را کلیککنید

]]>
نوروز 1390 2011-03-23T10:06:53+01:00 2011-03-23T10:06:53+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/42 miniport یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال سال نومی شود.زمین نفسی دوباره می کشد.برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خستهبر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...آه ... ما کجا ایستاده اییم.سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...برای زمین ارزوی سلامتی می کنیم وای  ابرها درودتان باد و ...باز هفت سین سرورماهی و تنگ بلورسکه و سبزه و آبنرگس و جام شرابباز هم شادی عیدآرزوهای سپیدباز

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبرالیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال



سال نومی شود.

زمین نفسی دوباره می کشد.

برگ ها به رنگ در می آیند و گل ها لبخند می زند و پرنده های خسته

بر می گردند و دراین رویش سبز دوباره...من...تو...ما...


آه ... ما کجا ایستاده اییم.

سهم ما چیست؟..نقش ما چیست؟...

پیوند ما در دوباره شدن با کیست؟...

برای زمین ارزوی سلامتی می کنیم وای  ابرها درودتان باد و ...

باز هفت سین سرور
ماهی و تنگ بلور
سکه و سبزه و آب
نرگس و جام شراب
باز هم شادی عید
آرزوهای سپید
باز لیلای بهار
باز مجنونی بید
باز هم رنگین کمان
باز باران بهار
باز گل مست غرور
باز بلبل نغمه خوان
باز رقص دود عود
باز اسفند و گلاب
باز آن سودای ناب
کور باد چشم حسود
باز تکرار دعا
یا مقلب القلوب
یا مدبر النهار
حال ما گردان تو خوب
راه ما گردان تو راست
باز نوروز سعید
باز هم سال جدید
باز هم لاله عشق
خنده و بیم و امید


عید شما مبارک



امیدوارم همیشه شاد باشید
اینم یه کلیپ بامزه
امیدوارم خوشتون بیاد


[http://www.aparat.com/v/30192e936ba11d0a202097fed8f44b2d3413]
]]>
اخرین عشق 2010-10-03T07:56:57+01:00 2010-10-03T07:56:57+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/41 miniport   سلام به همه دوستام اگه می بینید خیلی کمکم مطلب میزارم فقط و فقط بخاطر مشغله کاریه و نه چیز دیگه از دوستانی که مارو تو این مدت مورد لطفشون قرار دادن کمال تشکر رو دارممدتی هست که به بازی خانمان سوز تراوین روی اوردم خدا نصیب گرگ بیابون نکنه چون همش وقت تلف کردن و رهایی ازش هم خیلی سخت ولی تو همه جوامع مجازی نقاط مثبتی رو هم میشه پیدا کردبعضی هاشون حتی ادم رو حسابی تکون میده امروز که داشتم مطالب پروفایل یکی از بچه ها رو میخوندم یه مطلب خیلی منو تکون دادگفتم بد نیست بر شما هم بزارم ش

سلام به همه دوستام اگه می بینید خیلی کمکم مطلب میزارم فقط و فقط بخاطر مشغله کاریه و نه چیز دیگه از دوستانی که مارو تو این مدت مورد لطفشون قرار دادن کمال تشکر رو دارم

مدتی هست که به بازی خانمان سوز تراوین روی اوردم خدا نصیب گرگ بیابون نکنه چون همش وقت تلف کردن و رهایی ازش هم خیلی سخت ولی تو همه جوامع مجازی نقاط مثبتی رو هم میشه پیدا کردبعضی هاشون حتی ادم رو حسابی تکون میده امروز که داشتم مطالب پروفایل یکی از بچه ها رو میخوندم یه مطلب خیلی منو تکون داد

گفتم بد نیست بر شما هم بزارم شاید سبب خیر شدیم و شما رو هم یه تکونکی داد 

عینن نقل قول رو براتون میزارم:

" اسمش محمد بود ، همین جا شناختمش تو دنیای مجازی تراوین حسب تصادف ۲۰ روز بعد از شروع بازی یه ده زد افتاد نزدیک پایتخت یا ده اول ما ، منم که دائم رو غارت بودم دهکدش رو فارم کردم .مکرر نامه میداد و از من میخواست که نزنمش اما کجا بود گوش شنوا… روزی ۵۰۰ تا نامه میداد منم کم کم به نامه هاش عادت میکردم .اما آخرین باری که حسابی غارتش کردم رفت دیگه پیداش نشد.۲ روز بعد دیدم از اکانتش یه نامه اومده که من پدر محمد هستم اگه میشه با این شماره تماس بگیرید و یا به این ایدی پی ام بدید و فقط همین نامه رو جواب ندید.


مشکوک شدم جریان چیه باز جواب ندادم تا اینکه دوباره نامه داد ومصرانه خواهش کرد که باهاش تماس بگیرم. گوشیو برداشتم و با شماره ای که داده بود تماس گرفتم ، راستش نه من فکر میکردم پشت خط واقعا پدر محمد باشه و نه ایشون تصور میکرد که من همسن و سال خودش یاشم .خیلی زود با هم صمیمی شدیم و اولش از این در و اوندر گفتیم تا صحبت به محمد رسید که بهویی دیدم که مثل بجه ها شروووع کرد گریه کردن ناراحت شدم و علت ناراحتیشو پرسیدم !! کمی که آروم شد گفت : آقا علیرضا محمد من سرطان خون داره و یک ماه بیشتر قرار نیست زنده بمونه …. وااای چی میشنیدم پسر بچه ۱۳ ساله ای که یک ماه بیشتر از عمرش نمونده یکی دو هفته ناخواسته اذیتش کردم وای خدای من چیکار میتونستم بکنم برا چند لحظه خودمو جای ایشون قرار دادم چشام سیاهی رفت و از این خیال بیرون اومدم میدونستم که این نوع از سرطان اونم تو این سن و سال رمقی برا یک تن نحیف بچه گونه باقی نمیذاره . پدر محمد میگفت آزادش گذاشتن هر کاری دوس داره بکنه و اون از بین هزاران گزینه بازی تراوین رو انتخاب کرده که من به اون شکلی که گفتم تنها دلخوشیش رو ازش گرفته بودم اون شب کمک کردم تا پدر محمد تا میتونه سرباز بسازه و فرداییش به پسرش بگه که سربازای منو زده داغون کرده و من خودم الان فارم شدم .



از اونجا که خودم دائما آنلاین بودم حواسم بود که کی میاد نزدیک ظهر بود دیدم حمله رو زد میدونستم چی کار باید بکنم ارتقا رو متوقف کردم و برا رسیدنه سربازاش گریز زدم تا بیاد منابع رو غارت کنه و ببره سربازاش اومدن و بردن و من خوشحال که تنها دلخوشی این پسر بجه در روزهای آخر عمرش رو بهش یر گردوندم کار من در اومده بود روزی ۳۰ بار حمله میداد و من باید جا خالی میدادم تا بیاد جمع کنه ببره تو این بین چه رجز ها که نخوند و چه چیزایی که بارم نکرد (البته کاملا مودبانه) جالب بود همه حواسششون بود که کی حمله میرسه منابعو جمع کنن و حمله رو دفاع کنن اما من ۲۴ ساعته حواسم بود که اگه محمد حمله زد براش منابع بذارم تا ببره حتی از دهات دیگه انتفال میدادم که یربازاش پروپیمون برگردن.و جالب تر اینکه هر دومون از این وضعیت راضی بودیم مخصوصا وقتی بهش نامه میدادم که بابا غلط کردم تو رو خدا دیگه نزن تو جوابش اشاره به ۱۰ روز پیش میکرد که اوضاع بر عکس بود عملا میدیدم داره کیف میکنه و منم از لذت اون سرشار از انرژی میشدم در حالیکه من ۱۷ ۱۸ تا دهکده داشتم اون داشت تلاش میکرد تا از من ده چیف کنه و من اتفاقا یه ده تپل براش آماده میکردم درست چسبیده به ده اول خودش و از این روند بی اندازه خوشحال بودم یک ماهی که پدر محمد گفته بود داره به مرز ۲ ماه میرسه و آرزو میکردم تا این روزها انقدر ادامه داشته باشه تا تمام دهمده هامو بدم محمد چیف کنه و هرگز روز آخر فرا نرسه .


اما ۲۰ روز پیش بهویی اکانت محمد حذف شد و من دیگر هیچ خبری از محمد نداشتم شماره ای که از پدرش داشتم گم کرده بودم در این مدت تو این بی خبری بودم تا اینکه امروز ایمیلی گرفتم از پدر محمد که قسمتی از متن اون اینطوری نوشته شده بود :
امروز هفت روز از رفتن محمد من میگذرد که گویی ۷۰ سال برای من گذشت . پسرک دوست داشتنی من که خدا نخواست تا بیش از این دردو رنج این دنیا را تحمل کند . سرم گیج رفت با اینکه محمد رو نه دیده بودم نه میشناختم اما تو این مدت به شدت بهش علاقمند شده بودم و به وجودش و کاراش عادت کرده بودم .فسمت محمد هم همین بود .



اشکم در اومد رفتم بیرون پشت خونم یه جنگل کاجه ۲ ساعت تو جنگل فدم زدم و هر لحظه تصویری خیالی از محمد که من ندیده بودمش تو ذهنم میومد تو دلم میگفتم پسر کاش بودیو من هر آنچه دل کوچیکتو راضی میکرد برات انجام میدادم کاش عمرت بیشتر به دنیا بود و کاش خارج از دنیای مجازی دیگر لذت های زندگی رو نیز درک میکردی تو دلم گفتم ای آنکس که ندیده شناختمت برو به خود خدا میسپارمت .


این نوجوان ۱۳ ساله گناهی که نداشت خداوند روحش رو سرشار از شادی و لذت ابدی قرار بدهد انشاالله



علیرضا پانزدهم آگوست ۲۰۱۰-۰۸-۱۴ استکهلم "

بعضی وقتا ازخیلی کارها به راحتی میگذریم بدون اینکه بدونیم چقد میتونه بر دیگرون مهم و حیاتی باشه!!!

   راستی امروز روز  تولدم بود امیدوارم هیچ خونواده ای داغ عزیزانشو نبینه

]]>
شاد باش 2010-09-09T21:23:07+01:00 2010-09-09T21:23:07+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/40 miniport باز یه یه سال دیگه هم ماه رمضونشو دیدیم و شکر خدا رو سیاه پیش خدا نبودیم خدا میدونه چند سال دیگه میتونیم این روزها رو تجربه کنیم ولی امیدوارم هر چند سال که مونده با عزت و سر افرازی باشه...عیدتون مبارکاوقات به کامتون..همین  باز یه یه سال دیگه هم ماه رمضونشو دیدیم و شکر خدا رو سیاه پیش خدا نبودیم

خدا میدونه چند سال دیگه میتونیم این روزها رو تجربه کنیم 

ولی امیدوارم هر چند سال که مونده با عزت و سر افرازی باشه

...

عیدتون مبارک

اوقات به کامتون

..

همین 

]]>
سکوت 2010-06-30T20:45:08+01:00 2010-06-30T20:45:08+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/39 miniport     سکوت سرشار از ناگفته هاست اما برای شنیدن این ناگفته ها باید  هنر گوش سپردن به سکوت را در خود ایجاد کنیم. بیایید انسان های اطراف خود را ملزم نکنیم هر چه می خواهند بر زبان آورند . بیایید هنر گوش سپردن به سکوت را در خود تقویت کنیم و قبل از بر زبان آورده شدن ناگفتنی  ها و قبل از این که حرمت بیان شکسته شود از اشارات سکوت و از رمز و ایماهای بی صدایی به نیات درونی انسان ها پی ببریم و با آن ها هم نوا شویم.    

 

سکوت سرشار از ناگفته هاست اما برای شنیدن این ناگفته ها باید

 هنر گوش سپردن به سکوت را در خود ایجاد کنیم.

بیایید انسان های اطراف خود را ملزم نکنیم هر چه می خواهند بر زبان آورند .

بیایید هنر گوش سپردن به سکوت را در خود تقویت کنیم و قبل از بر زبان آورده شدن ناگفتنی

 ها و قبل از این که حرمت بیان شکسته شود از اشارات سکوت و از رمز و ایماهای بی صدایی

به نیات درونی انسان ها پی ببریم و با آن ها هم نوا شویم.

 

سکوت

]]>
..:: موزو انشا: عزدواج ::.. 2010-01-29T17:24:45+01:00 2010-01-29T17:24:45+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/38 pcasso     نام : كمالكلاس : دبستانموزو انشا : عزدواج هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و

 

 

نام : كمال
كلاس : دبستان
موزو انشا : عزدواج

هر وقت من یك كار خوب می كنم مامانم به من می گوید بزرگ كه شدی برایت یك زن خوب می گیرم.
تا به حال من پنج تا كار خوب كرده ام و مامانم قول پنج تایش را به من داده است.
حتمن ناسرادین شاه خیلی كارهای خوب می كرده كه مامانش به اندازه استادیوم آزادی برایش زن گرفته بود. ولی من مؤتقدم كه اصولن انسان باید زن بگیرد تا آدم بشود ، چون بابایمان همیشه می گوید مشكلات انسان را آدم می كند.
در عزدواج تواهم خیلی مهم است یعنی دو طرف باید به هم بخورند. مثلن من و ساناز دختر خاله مان خیلی به هم می خوریم.
از لهاز فكری هم دو طرف باید به هم بخورند، ساناز چون سه سالش است هنوز فكر ندارد كه به من بخورد ولی مامانم می گوید این ساناز از تو بیشتر هالیش می شود..
در عزدواج سن و سال اصلن مهم نیست چه بسیار آدم های بزرگی بوده اند كه كارشان به تلاغ كشیده شده و چه بسیار آدم های كوچكی كه نكشیده شده. مهم اشق است !
اگر اشق باشد دیگر كسی از شوهرش سكه نمی خواهد و دایی مختار هم از زندان در می آید من تا حالا كلی سكه جم كرده ام و می خواهم همان اول قلكم را بشكنم و همه اش را به ساناز بدهم تا بعدن به زندان نروم.
مهریه و شیر بلال هیچ كس را خوشبخت نمی كند. همین خرج های ازافی باعث می شود كه زندگی سخت بشود و سر خرج عروسی داییمختار با پدر خانومش حرفش بشود دایی مختار می گفت پدر خانومش چتر باز بود.. خوب شاید حقوق چتر بازی خیلی كم بوده كه نتوانسته خرج عروسی را بدهد. البته من و ساناز تفافق كرده ایم كه بجای شام عروسی چیپس و خلالی نمكی بدهیم. هم ارزان تر است ، هم خوشمزه تراست تازه وقتی می خوری خش خش هم می كند!
اگر آدم زن خانه دار بگیرد خیلی بهتر است و گرنه آدم مجبور می شود خودش خانه بگیرد. زن دایی مختار هم خانه دار نبود و دایی مختار مجبور شد یك زیر زمینی بگیرد. میگفت چون رهم و اجاره بالاست آنها رفته اند پایین! اما خانوم دایی مختار هم می خواست برود بالا! حتمن از زیر زمینی می ترسید. ساناز هم از زیر زمینی می ترسد برای همین هم برایش توی باغچه یك خانه درختی درست كردم. اما ساناز از آن بالا افتاد و دستش شكست.. از آن موقه خاله با من قهر است.
قهر بهتر از دعواست. آدم وقتی قهر می كند بعد آشتی می كند ولی اگر دعوا كند بعد كتك كاری میکند.

-----------------------------------------------

حالا اون حال نداره ما که حال داریم اپدیت کنیم

نه مثل اینکه منم حال ندارم

]]>
تحولات،آری یا نه؟ 2010-01-06T17:56:29+01:00 2010-01-06T17:56:29+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/37 miniport بد نیست آدم تو زندگیش یه کم متحول بشه مهم نیست این تحول تو چه زمینه ای باشه مهم اینکه آدم از یکنواختی در بیاد. (البته مهم که هست) حالا می خواد این تحول در مورد موی طرف باشه  مثلا موی فرغ از وسط تبدیل بشه به مدل تیفوسی و میکروبی ویا بلعکس یا میخواد این تحول در مورد شخصیت طرف باشه (مجددا) مثلا کسی که تا دیروز زن ذلیل بود(همون عاشق بودن) ولی حالا هر روز صبح قبل از صبحانه خوردنش اونو تا حد مرگ میزنه . ویا میتونه این تحول در موردغذاش باشه برای مثال کسی که پیاز داغ دوست نداشته ،حالا حتی چا

بد نیست آدم تو زندگیش یه کم متحول بشه

مهم نیست این تحول تو چه زمینه ای باشه مهم اینکه آدم از یکنواختی در بیاد. (البته مهم که هست)

حالا می خواد این تحول در مورد موی طرف باشه  مثلا موی فرغ از وسط تبدیل بشه به مدل تیفوسی و میکروبی ویا بلعکس

یا میخواد این تحول در مورد شخصیت طرف باشه (مجددا) مثلا کسی که تا دیروز زن ذلیل بود(همون عاشق بودن) ولی حالا هر روز صبح قبل از صبحانه خوردنش اونو تا حد مرگ میزنه .

ویا میتونه این تحول در موردغذاش باشه برای مثال کسی که پیاز داغ دوست نداشته ،حالا حتی چای شیرینش روهم با پیاز داغ میخوره؟

خلاصه این تحولات تو زندگی باعث تقویت روح زندگی میشه .

حالا شاید تو بعضی لحظه هاش خشن به نظر برسه ولی همین لحظه های خشن هم بعداز تغییر و تحول مجدد شیرین به نظر میرسه (اینو گفتم که روحیه داده باشم به اونایی که تو دوره خشن به سر میبرن)

حالا این همه میگم تحول خوبه،متحول بشید، کسی نیست بگه که چرا خودت متحول نمیشی

راستش میخوام ولی نمیشه

آخه  زن که ندارم بخوام هر روز بزنش یا یه هفته درمیون ازش کتک بخورم ،موهام رو هم همین شکلی که هست دوست دارم (ساده ،سنتی وشلخته )

از پیاز داغ هم که خوشم میاد

خوب دیگه چه جای تحولی برای من میمونه!

حالا هی گیر بدید؟

بازم خدا رو شکر که از لحاظ عقلی در حال متحول شدن هستم وشکر خدا هر روز بهتر از دیروز رشد میکنم و هی بیشتر آقاتر میشم.

ولی در نقطه مقابل من هستن کسانیکه با متحول شدن عقل وشعور اصلا حال نمیکنن

های حال میکنم پای میز مربع صحبت هاشون میشینم و شعور خودم رو به رخشون میکشم(اینگدر حال میده)

نمونش یکی از دوستام

بنده خدا 6ماه کیبرد آقای هادوی رو داده بهم تا تعمیر کنم ولی من هر سری با یه جمله مختصر "هنوز آماده نیست"قانعش میکنم که بره بعدا بیاد(حالا بماند که 1 سال کیبورد آقای هادوی تو زیر زمین خونه این دوستم بود)

به هر حال وجود چنین دوستانی باعث شادمانی روح و جسم (هردو باهم)میشه.دستشون درد نکنه

البته من اراده خاصی نسبت به همه دوستام دارم نخ سوزن اونایی که موافق متحول شدن هستن واز همین جا دستشون رو میبوسم

ماچ.....

-----------------------------------------------------------

من هیچ وقت ارزش دوستام رو با میزان پول توجیبیشون نمی سنجم ،بلکه با میزان پولی که تو حسابشون هست میسنجم...

از آبجی های خوب و عزیزم خواهش میکنم چنانچه جزو دوستانی شناخته شدید که قرار هست دستشون رو این جنابان بوسه بزنه لطفا برای جلوگیری از ف.ی.ل.ت.ر شدن وبلاگ بدلیل غیر عرف بودن حرکت ،حتما د.س.ت.ک.ش بر دست مبارک بکنید.

در اینجا جا داره ازآقای هادوی بدلیل صبر جمیلی که در تعمیر شدن کیبورد خود به خرج دادن کمال تشکر و قدر دانی را به عمل آورم و به ایشون قول میدم بعد از این مدت نه چندان محسوس(حدود 1سال و نیم) کیبوردتون رو در اسرع وقت بدم تعمیر...

خودم وقت ندارم...

کلام آخر

منتظر این نباشید که کسی زندگیتون رو متحول کنه  خودتون باید بجنبید و متحولش بکنید...

متحول شدن بعضی وقت ها مثل زلزله میمونه ممکن همه چیز آدم رو بگیر،با سرصدای زیادی میاد ولی بعدش همه چیز آروم میشه

میشه سکوت مطلق...

 

"به دلیل امتحانات کمتر میام"

]]>
عشق زمینی 2009-12-15T12:28:24+01:00 2009-12-15T12:28:24+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/36 pcasso نمیدونم حکمت این عشق چیه که اینجوری بعضی هارو زیرو رو میکنه چند روز پیش داشتم اساسیه خونمون رو مرتب میکردم که چشمم به یه نامه عاشقانه افتاد وقتی نشستم خوندمش بدجوری منقلب شدم اولش نمیخواستم این نامه رو براتون بزرام ولی گفتم شاید بعضی ها هم مثل من یه خورده به فکر فرو برن واطرافشون رو بیشتر نگاه کنن بالاخره خلاصه ای از نامه رو براتون گذاشتم زندگی من سعید جونم سلام اول از همه اینکه خدایا صد هزار بار شکرت که سعید جونم رو نصیبم کردی که همه زندگیمو و قلبمو به پاش بریزم سعید جونم از وقتی که ا

نمیدونم حکمت این عشق چیه که اینجوری بعضی هارو زیرو رو میکنه

چند روز پیش داشتم اساسیه خونمون رو مرتب میکردم که چشمم به یه نامه عاشقانه افتاد

وقتی نشستم خوندمش بدجوری منقلب شدم

اولش نمیخواستم این نامه رو براتون بزرام ولی گفتم شاید بعضی ها هم مثل من یه خورده به فکر فرو برن واطرافشون رو بیشتر نگاه کنن

بالاخره خلاصه ای از نامه رو براتون گذاشتم

زندگی من سعید جونم سلام

اول از همه اینکه خدایا صد هزار بار شکرت که سعید جونم رو نصیبم کردی که همه زندگیمو و قلبمو به پاش بریزم

سعید جونم از وقتی که اومدی توی زندگیم ،زندگیم رنگ و بوی قشنگی به خودش گرفت باوجودت به زندگیم معنی دادی قبلا زندگی رو اینطوری قشنگ ندیده بودم قلبم برای هیچ کس نمی تپید

اما وقتی که اومدی قلبم برات تپید به طوری که حاظر شدم جونمم فدات کنم میدونم ارزش تو بالاتر از این حرفهاست همیشه میگم اینقدر خوب و آقایی که جونمم برای صدقه سری تو کمه اما خوب ببخشید برای صدقه سریت چیزی با ارزش تر وبالاتر از جونم ندارم.

توی این مدت دوری درست که خیلی اذیت شدم تو هم اذیت شدی ولی بازم همش برام قشنگ و شیرین بود که هیچوقت حتی یک ثانیه از این لحظه های با تو بودن رو با دنیا عوظ نمی کنم زیاد خسته میشدم ، دلتنگت میشدم ،اینقدر به عکست نگاه می کردم که شبا همینطوری خوابم میبرد اما الان میگم تا به حال هیچوقت پشیمون نشدم  همیشه خدارو شکر کردم که همه اون اتفاقات افتاد که الان تو توی قلبمی.

به جون عزیز ترین کسم که تویی هیچ کسی تو زندگیم نبوده تو اولین و آخرین مرد زندگیمی

سعید جونم ،همه زندگی من،همیشه آرزوم این بوده که تو مرد زندگیم باشی زیر سایه خدای مهربون

همیشه سایت بالای سرم باشه تا آخر عمرم حتی اون دنیا البته ایشا... بعداز 120 سال عمر با عزت

میبینی باهام چیکار کردی که حتی نمیتونم تو خونه خودمون هم بدون تو طاقت بیارم

هر جا که میرم تو رو میبینم  همش تو جلوی چشامی  شبا با یاد تو میخوابم صب با اسم تو بیدار میشم  همه لحظه های زندگیم با وجود تو پر شده میدونم توی قلبمی اما میخوام همیشه کنارمم باشی  چون وقتی کنارمی  دلم آروم میگیره انگار دنیارو بهم دادن

میدونم لیاقت خانومیت رو ندارم اما به خدا قسم تمام سعیمو میکنم تا بتونم حداقل برات کنیزی کنم اگرم میگم زودتر بیا برای اینکه هر جی بیشتر میگذره طاقتم کمتر میشه ویا به قول خودت حول تر میشم خوب چیکار کنم دیگه تقصیر تو که اینقدر خوب وآقایی

میدونی قشنگترین ومهمترین چیز برای یه معشوق چیه اینکه بدون عشقش اون رو بیشتر از خودش دوست داره

پس لطفا تو هم منو خیلی دوس داشته باش و هیچ وقت تنهام نذار

در آخر چندتا قول بهم بده ازاون قولای مردونتا

قول بده که هیچ وقت تنهام نمیزاری

تو همه سختیها پیشم میمونی و هر جا خواستی بری منم با خودت ببری

دوم اینکه هیچوقت بهم دروغ نگو اگه حتی به قول خودت مصلحتی هم باشه

سوم اینکه باهام دعوا نکنی اگرم خیلی از دستم ناراحت شدی یه ذره باهام دعوا کن اگه زیاد دعوام کنی الان بگم دلم میشکنه ها

چهارم اینکه حرف  حرف من رئیس تو ولی حرف حرف من باشه قبول

و درآخر بهم قول بده توی قلبت فقط من باشم

یادت باشه توی یه قلب فقط یه خدا جا میگیره و یه عشق پاک زمینی

هیچوقت دوتا عشق زمینی تو یه قلب جا نمیگیره

ببخشید خیلی حرف زدم میدونم خوب ننوشتم بالاخره اولین بارم بود که برای یه نفر نامه مینویسم به بزرگی و آقایی خودت ببخش

در ضمن مواظب خودت باش و اینو بدون که همیشه یکی هست که بی صبرانه منتظر برگشتت هست

به امید اون روز وهمه روزاه قشنگ با تو بودن

از همین جا میبوسمت وتو رو به خدای بزرگ میسپرم

از طرف کسی که حاظر همه زندگیش رو فدای یه لحظه خوشحالی تو بکنه

عزیزت سارا

=======================================================

همیشه فکر میکردم که هیچ عشق زمینی ارزش پرستیدن رو نداره ولی حالا....

کاش میشد ما هم یه معشوق  داشتیم که اینجوری مارو میپرستید

حالا میتونم یه خورده داستانای لیلی و مجنون رو باور کنم.

داداشم میگفت وقتی ادم با دوست دخترش قرار میزاره عمرا اگه سر قرار دیر برسه  ولی نمیدونم چرا موقع قرار گذاشتن با خدا همیشه دیر میرسیم!

 

]]>
غریبه 2009-11-28T12:14:16+01:00 2009-11-28T12:14:16+01:00 tag:http://miniport.mihanblog.com/post/35 miniport بازمنم همون غریبه همیشگی...     امروز دیدم که دیگه سکوت بسه باید دوباره بنویسم فقط هم برای اینکه بعضی ها رو از فکر وخیال در بیارم از دوستان عزیز ودوس داشتنی هم ممنونم ومعضرت میخوام که تو این چند روز نگرانشون کردم . به جاش میخوام امروز تمام احساساتم روبراتون بنویسم تو این یه مدت گذشته همه ساکت بودن همه فقط داشتن نگاه میکردن انگاری یه آدمی که ازهمه دنیا بریده ندیدن مگه اینجورادما شاخ و دم دارن؟ در حالیکه بیشتر ما جوونای این دوره زمونه فقط ادای الکی خوشا رو در میاریم؟! دیشب( که بازمنم

همون غریبه همیشگی...

 

 

امروز دیدم که دیگه سکوت بسه باید دوباره بنویسم فقط هم برای اینکه بعضی ها رو از فکر وخیال در بیارم

از دوستان عزیز ودوس داشتنی هم ممنونم ومعضرت میخوام که تو این چند روز نگرانشون کردم .

به جاش میخوام امروز تمام احساساتم روبراتون بنویسم

تو این یه مدت گذشته همه ساکت بودن همه فقط داشتن نگاه میکردن

انگاری یه آدمی که ازهمه دنیا بریده ندیدن مگه اینجورادما شاخ و دم دارن؟

در حالیکه بیشتر ما جوونای این دوره زمونه فقط ادای الکی خوشا رو در میاریم؟!

دیشب( که شب عید بود )رفته بودم عروسی اونم بعد از تقریبا 2سال

دیگه مزه عروسی رو حسابی فراموش کرده بودم...

خلاصه گفتم برم شاید روحیم عوض بشه ولی از شانس بد من عروسیش همچین بی سر صدا بود که ادم بدتر غصش میگرفت(کاش حداقل تو این یه زمینه منم دختر بودم چون مثل همیشه قسمت زنونه حسابی سرو صدا بود)(حالا توهین به دخترا نشه باور کنید غیرت بعضی از این دخترا از صد تا مرد بیشتر) 

خلاصه عروسی هم گذشت ولی چیزی عوظ نشد!

بازم مثل همیشه که دلم میگیرفت رفتم سراغ  اهنگ ابی ،حبیب،سیاوش،داریوش (مخصوصا داریوش اخه صداش خیلی شبیه صدای منه)

ولی دیگه اهنگم اثرش رو از دست داده بود؟!انگار اونم فهمیده بود زور اضافی فایده ای نداره

دیگه مثل قدیم نیست که خستگی های روز رو با یه اهنگ گوش کردن فراموش کنیم

مشکلات خیلی بیشتر شده

اصلا فایده بزرگ شدن چیه ؟

تواین زمونه، اگه صبح تا شبم کار کنی بازم نمیتونی حتی انتظارات خودت رو هم بر اورده کنی چه برسه مال دیگرون رو.

مشکلاتی مثل درس ،کار، غصه گذشته رو خوردن، فکر اینده رو کردن مشکلات دوستان و اشنایان وووووکلی بد بختی دیگه!

اره میدونم...

میدونم چی میخواید بگید این مشکلات رو همه دارن عین تمام 80واندی میلیون جمعیت...

ولی همه که صبرحضرت  ایوب رو ندارن بعضی ها هم مثل من زودتر کم میارن

البته منم هنوز کاملا کم نیاوردم بالاخره همیشه یه راهی هست

یه نقطه امیدی که ادم بهش امید داشته باشه...

 

به امید اینکه هیچوقت دلشکسته نشید...

یا حق...

 ========================================================

ای یار خموشی را پیشه کردم

در غم تو سوخته و تفکر بسیار کردم

گوهر نشناخته را از دست دادم

چون کنون سرگشتگی را پیشه کردم

 

-اکثر مشکلاتمون حاصل اشتباهات خودمون پس نباید تقصیر دیگران بندازیم.

- در مسیر کوتاه زندگی نباید از خدا غافل شد.

-  بازم میگم خدارو شکر میتونست از این هم بدتر باشه.

]]>